خطبه اول:

قَالَ امیرالمومنین (علیه السلام): لِكُلِّ مُقْبِلٍ إِدْبَارٌ، وَ مَا أَدْبَرَ كَأَنْ لَمْ يَكُنْ‏.

آقا امیر المومنین در حدیثی که در حکمت 152 کتاب شریف نهج البلاغه آمده است، می فرماید: هر نعمت و خوشى روى كننده را برگشتنى است، و آنچه برگشت انگار نبوده است.

جهان ناپايدار:

امام(عليه السلام) در اين كلام حكمت آميز اشاره به ناپايدارى جهان و مواهب و نعمت هاى آن کرده است.

طبيعت زندگى اين جهان و تمام مواهب مادى آن فناپذيرى است، هرچند بعضى عمر بسيار كوتاهى دارند، بعضى كمى بيشتر; اموال و ثروت ها، جاه و مقام ها، جوانى و شادابى، عافيت و تندرستى و در يك كلمه همه امكانات مادى كه روزى به انسان رو مى كنند و او را شاد و خوشحال مى سازند امورى نيستند كه انسان به آنها دل ببندند، زيرا چيزى نمى گذرد كه همگى پشت مى كنند و از دست مى روند; پيرى و ناتوانى به جاى جوانى، فقر به جاى ثروت، زوال جاه و مقام به جاى مقامات و بيمارى به جاى عافيت و تندرستى مى نشيند و اگر اينها هم از انسان جدا نشوند و تا پايان عمر محدود انسان بمانند انسان از آنها جدا مى شود و چيزى جز قطعات كفن با خود همراه نمى برد.

جمله (وَمَا أَدْبَرَ كَأَنْ لَمْ يَكُنْ) اشاره به اين نكته است كه وقتى نعمت ها به انسان پشت مى كنند آثارشان را با خود نيز مى برند به گونه اى كه گاهى انسان تصور مى كند اينها هرگز وجود نداشته اند، زيرا اگر خودشان مى رفتند و آثارشان باقى مى ماند باز ادامه حيات آنها محسوب مى شد; مثلاً جوانى كه مى رود، نيرو، قدرت، شادابى، شادمانى و نشاط و ساير آثار جوانى را با خود مى برد گويى هرگز نبوده است همچنين ساير نعمت ها ولى اعمال صالحه و كارهاى نيك و آنچه را انسان در خزائن الهى به امانت مى سپارد و به حكم «(مَا عِنْدَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِنْدَ اللهِ بَاق); آنچه نزد شماست از ميان مى رود; و آنچه نزد خداست باقى مى ماند» (نحل، آیه 96) باقى مى ماند.

نتیجه روشنى که از این گفتار حکیمانه مولا گرفته مى شود این است که نه انسان به آنچه دارد دل ببندد و نه به آنچه از دستش مى رود ناراحت شود، چرا که این طبیعت زندگى دنیاست، همان گونه که قرآن مجید نیز مى فرماید: (لِّکَیْلاَ تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلاَ تَفْرَحُوا بِمَآ آتَاکُمْ). (حدید، آیه 23).

خطبه دوم

تقواى لفظى: نگهدارى زبان است از سخنان زشت و دشنام و ناسزا، که از نظر اسلام حائز اهمیت فراوان مى باشد.

امام باقر عليه السلام، قال: قُولوا لِلنّاسِ اَحْسَنَ مَا تُحبّونَ اَنْ يُقالَ لَكُمْ، فَاِنَّ اللّه َ ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ يُبْغِضُ اللَّعّانَ السَّبّابَ الطَّعّانَ عَلىَ الْمُؤْمِنين، اَلْفاحِشَ الْمُتَفَّحِشَ السّائَلَ الْمُلْحِفَ، وَ يُحِبُّ الْحَيّى الْحَليمَ الْعَفيفَ الْمُتعَفِّـفَ. (امالى صدوق، ص 326.)

بهترين سخنى كه دوست داريد مردم به شما بگويند، به آنها بگوييد، چرا كه خداوند، لعنت كننده، دشنام دهند، زخم زبان زن بر مؤمنان، زشت گفتار، بدزبان و گداى سمج را دشمن مى دارد و با حيا و بردبار و عفيفِ پارسا را دوست دارد.

در قرآن کریم و روایات اسلامی، اهمیت تقوای لفظی به طور گسترده‌ای مورد تأکید قرار گرفته است. بسیاری از آیات و روایات، انسان را به پرهیز از سخنان زشت، دروغ و غیبت دعوت می‌کنند و بر اهمیت کنترل زبان و استفاده از آن برای خیر و صلاح تأکید می‌کنند

همه خیر دنیا و آخرت در یک کلمه خلاصه شده و آن تقواست. چرا که در قرآن کریم خیر و ثواب بسیارى بر تقوا مترتب شده است و سعادت دنیا و آخرت موقوف به آن گشته است.

اشتیاق به حج نشانه سلوک صحیح ایمانی

زیارت خانه خدا، یکی از بزرگ‌ترین آرزوهای هر مؤمن است که در قلب و روح او جای دارد. این اشتیاق، نه تنها نشانه‌ای از ایمان و عشق به پروردگار است، بلکه معیاری برای سنجش میزان ارتباط معنوی انسان با خالق خود محسوب می‌شود. در فرهنگ اسلامی، حج به‌عنوان یکی از ارکان دین، جایگاهی ویژه دارد.

اشتیاق واقعی به حج، تنها در دعا و کلام خلاصه نمی‌شود. وقتی انسان حقیقتاً عاشق زیارت خانه خدا باشد، این عشق در رفتار و اعمال او نیز نمایان می‌شود. او با دیدن حاجیان، احساس می‌کند که روحش همراه آن‌هاست و با انجام اعمال حج، خود را در این مسیر شریک می‌داند. این حالت، نشانه‌ای از صداقت در ایمان است که خداوند متعال آن را با برکات فراوان پاسخ می‌دهد.

نماز جمعه، حج فقرا

پیامبر اکرم(ص) فرموده‌اند که شرکت در نماز جمعه، برای کسانی که امکان حضور در حج را ندارند، پاداشی مشابه دارد (عَلَیْکَ بِالْجُمُعَةِ فَإِنَّهَا حَجُّ الْمَسَاکِینِ (تهذیب الأحکام، ج۳، ص۲۳۶). این بشارت، نشان‌دهنده رحمت بی‌کران الهی است که حتی برای کسانی که به دلیل مشکلات مالی یا سایر موانع نمی‌توانند به حج مشرف شوند، راهی برای کسب ثواب آن فراهم کرده است. آثار و برکاتی که در مورد حج ذکر شد در ابعاد کوچکتر و محدودتری در نماز جمعه نیز صدق می‌کند.

دو نهضت مهم امام باقر(ع)؛ مبارزه با تحریف اسلام و اعتلابخشی به تشکیلات شیعی

هرچند در مورد امام باقر(ع) حرف‌های زیادی هست، منتها به دو نکته از زندگی آن حضرت اشاره می‌کنم.

یکی عبارت است از مبارزه آن حضرت با تحریف در معارف و احکام اسلامی که توسط حکام جور بوجود آمده بود. اگر قرار بود احکام اسلامی و آیات قرآنی همان طوری که هست، برای مردم تبیین بشود، امکان ادامه حکومت و زمامداری و قبضه کردن قدرت برای امویان و مروانیان نبود، این بود که دست به تحریف می‌زدند. لقب «باقر العلم الاولین» یعنی حضرت، شکافنده حقایق قرآنی و دانش‌های اسلامی بود.

کار دیگر آن حضرت عبارت است از تشکُّل.

یکی از کارهای امام باقر(ع) همین بود، که شاگردانی تربیت و آن‌ها را به همدیگر وصل می‌نمود و در سرتاسر دنیای اسلام آن‌ها را به عنوان وکیل و نایب خود می‌گمارد تا آنها کار آن حضرت را دنبال کنند و ادامه تبلیغات و تعلیمات ایشان را به عهده بگیرند. این سازماندهی پنهانی امام باقر(ع) بود، که از زمان قبل از امام باقر(ع) شروع شده بود، و در زمان آن حضرت، رشد بیشتری پیدا کرد در زمان امام صادق(ع) و امام موسی بن جعفر(ع) به اوج خودش رسید، این هم کار دیگر بود، که کاری بسیار خطرناک بود.

عقلانیت، معنویت و عدالت؛ سه بٌعد اصلی مکتب امام خمینی(ره)

سالگرد ارتحال ملکوتی امام خمینی(ره) را تسلیت می گویم.

مکتب امام یک بسته‌ی کامل و یک مجموعه دارای ابعاد است؛ این ابعاد را باید با هم دید و با هم ملاحظه کرد. سه بُعد اصلی در مکتب امام بزرگوار ما، بُعد معنویت و بُعد عقلانیت و بُعد عدالت است که هر سه از اسلام گرفته شده است.

در بُعد معنویت امام بزرگوار ما، صرفاً با تکیه‌ی بر عوامل مادی و ظواهر مادی، راه خود را پی نمی‌گرفت؛ اهل ارتباط با خدا، اهل سلوک معنوی، اهل توجه و تذکر و خشوع و ذکر بود؛ به کمک الهی باور داشت؛ امید او به خدای متعال، امید پایان‌ناپذیری بود.

 در بُعد عقلانیت، به کار گرفتن خرد و تدبیر و فکر و محاسبات، در مکتب امام مورد ملاحظه بوده است.

نمونه‌هایی از بُعد عقلانیت در مکتب امام خمینی(ره):

(1) گزینش مردم‌سالاری و تکیه‌ی به آراء مردم برای نظام سیاسی کشور

(2) سرسختی و عدم انعطاف در مقابله‌ی با دشمن مهاجم

(3) تزریق روح اعتماد به نفس و خوداتکائی در ملت

در بُعد عدالت هم در مکتب امام بسیار برجسته است. از اول پیروزی انقلاب، امام تکیه‌ی بر طبقات ضعفاء را مکرر توصیه کردند. تعبیر «پابرهنگان» و «کوخ‌نشینان» جزو تعبیراتی بود که در کلام امام بارها و بارها تکرار شد.

امام راحل (ره) مکررا بر رسیدگی به محرومان تاکید داشتند و مسئولان را به اجتناب از اشرافیت و حضور در میان مردم توصیه می کردند.

مکتب امام، ضمانت‌بخش پیروزی ملت انقلابی ایران

برادران و خواهران! مردم عزیز! مکتب امام، ما را در طول این سال‌ها از گردنه‌های خطرناکی عبور داده است؛ سطح عزت ملی و شرافت بین‌المللی ما را بالا آورده است. کشور به برکت پیمودن این راه، در همان حدی که رعایت کرده است، پیشرفت کرده و به سمت آرمان‌های خود پیش رفته است.

لینک خبر در صفحه نماز جمعه شهر چمران

خبرگزاری فارس