خطبه اول

سوره مبارکه آل عمران آیه ۶۱

فَمَن حاجَّكَ فيهِ مِن بَعدِ ما جاءَكَ مِنَ العِلمِ فَقُل تَعالَوا نَدعُ أَبناءَنا وَأَبناءَكُم وَنِساءَنا وَنِساءَكُم وَأَنفُسَنا وَأَنفُسَكُم ثُمَّ نَبتَهِل فَنَجعَل لَعنَتَ اللَّهِ عَلَى الكاذِبينَ

ترجمه:

هرگاه بعد از علم و دانشی که (در باره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.

دهه‌ی سوّم هم باز دهه‌ای است که در آن هم حوادث مهمّی وجود دارد؛ از جمله و شاید مهم‌ترینش داستان مباهله است.

شرح ماجرای مباهله

پیامبر اکرم(ص) هم‌زمان با مکاتبه با سران حکومت‌های جهان، نامه‌ای به اُسقُف نجران نوشت و ساکنان نجران را به پذیرش دین اسلام دعوت کرد. گروهی، به نمایندگی از مسیحیان نجران، به مدینه رفتند و در مسجدالنبی با پیامبر اسلام گفتگو کردند. پیامبر ضمن معرفی خود، حضرت عیسی(ع) را بنده‌ای از بندگان خدا معرفی کرد. آنها نپذیرفتند و متولد شدن عیسی(ع) بدون پدر را دلیل بر الوهیت او دانستند.

پس از اصرار دو طرف بر حقانیت عقاید خود، تصمیم بر این شد که مسئله از راه مباهله خاتمه یابد. ازاین‌رو قرار شد فردای آن روز، همگی خارج از شهر مدینه، در صحرا برای مباهله آماده شوند. بامداد روز مباهله، پیامبر(ص) به همراه امام علی(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسین(ع) از مدینه خارج شد. وقتی مسیحیان دیدند که پیامبر با عزیزترین افرادش برای مباهله آمده و همچون پیامبران برای مباهله روی دو زانو نشسته است، از مباهله منصرف شدند و درخواست مصالحه کردند. پیامبر نیز به شرط پرداخت جزیه، با درخواست آنان موافقت کرد. پس از برگشتن نصارا به نجران، دو تن از بزرگان هیئت اعزامی با هدایایی، نزد پیامبر(ص) آمدند و مسلمان شدند. فخررازی از مفسران اهل‌سنت (درگذشت ۶۰۶ق) گفته است که مفسران و محدثان بر این واقعه اتفاق‌نظر دارند.

جایگاه و اهمیت

مباهله پیامبر با مسیحیان نجران از وقایعی است که برای اثبات حقانیت پیامبر اسلام در دعوتش، از آن استفاده می‌شود. قرآن، در سوره آل‌عمران، به این رویداد اشاره کرده است. همچنین این واقعه از فضایل پنج‌تن (پیامبر(ص)، علی(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسین(ع)) به شمار می‌آید. از آن در منابع تفسیری و تاریخی سخن رفته است.

رهبر انقلاب در باب اهمیت روز مباهله می فرمایند:

مباهله در واقع مظهر اطمینان و اقتدار ایمانی و تکیه‌ی بر حقّانیّت است و این، آن چیزی است که ما همیشه به آن احتیاج داریم. امروز هم ما احتیاج داریم به همین اقتدار ایمانی و همین تکیه‌ی بر حقّانیّت خودمان؛ چون در راه حق داریم حرکت میکنیم، به این باید در مقابل دشمنی دشمنان و دشمنی استکبار تکیه کنیم و الحمدلله تکیه هم میکنیم.۱۳۹۷/۰۶/۱۵

پیام‌های مباهله برای بشریت

هماورد مباهله، حقانیت دین اسلام را بر دین مسیحیت اثبات کرده و بسیاری از حقایق دیگر را نیز روشن کرده است. از این روی پیام‌های مباهله نه تنها برای مسلمانان بلکه متوجه همه بشریت است.

چند پیام مهم روز مباهله:

۱ اثبات حقانیت پیامبر و دین خاتم

مباهله، اثبات حقانیت شخص پیامبر اسلام (ص) و نبوت ایشان و همچنین حقانیت دین مبین اسلام در مقابل ادیان منسوخ گذشته، مهمترین وجه اهمیت مباهله و بزرگذاشت روز مباهله همین است.

۲ منزلت والای اهل بیت پیامبر

حضور پیامبر اسلام به همراه دختر و داماد و دو نوه خودشان در واقعه مباهله، نشان دهنده فضیلت و مقام والای آنها نزد خداوند است. آیه ۶۱ سوره آل عمران که به مباهله اشاره دارد، امام علی (ع) را نفس پیامبر (ص) دانسته که این امر بر جایگاه ویژه ایشان تأکید می‌کند.

۳ اثبات حقانیت مذهب شیعه

مباهله یکی از دلایل اثبات حقانیت مذهب تشیع به شمار می‌رود. شجاعت و ایمان پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) در این واقعه، نشان دهنده صحت مذهب تشیع و بطلان مذاهب دیگر است

۴ تحکیم جایگاه والای قرآن کریم

مباهله موجب تبیین جایگاه والای قرآن است؛ موفقیت پیامبر اعظم (ص) در مباهله با تکیه بر آیات قرآن، نشان دهنده قدرت و عظمت قرآن در هدایت و راهنمایی بشر است.

درس‌های مباهله برای مسلمانان

علاوه بر مباحثی که عرض شد. مباهله درس‌های اخلاقی زیادی برای مسلمانان دارد، از جمله: تواضع و خشوع در برابر خداوند، پایبندی به ایمان و اعتقادات، شجاعت در دفاع از حق و حقیقت، اعتماد به دین در برابر دشمنان و مانند اینها که برکات مباهله برای ماست.

مباهله را می توان نمادی از وحدت دانست؛ چراکه حضور پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) در کنار هم در واقعه مباهله، نمادی از وحدت و یکپارچگی مسلمانان در برابر دشمنان به نمایش می گذارد و یادآور می شود.

مباهله نوعی “معجزه” است؛ بسیاری از علماء، مباهله را معجزه می‌دانند، زیرا مسیحیان با مشاهده یقین و ایمان پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) از مباهله خودداری کردند و در واقع با دیدن این حرکت اعجازگونه شکست خورده و تسلیم شدند.

خطبه دوم

رشد کمی و کیفی برنامه های غدیر شهر چمران

دهه‌ی آخر ذی‌حجّه بلکه نیمه‌ی دوّم ذی‌حجّه؛ روزهای مهمّی از لحاظ تاریخ اسلام و حوادث تاریخی اسلام است. بنا بر مشهور، روز مباهله، روز نزول آیه‌ی ولایت در حقّ امیرالمؤمنین (سلام‌‌الله‌علیه)؛ اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُه وَ الَّذینَ ءامَنُوا الَّذینَ یُقیمونَ الصَّلاةَ وَ یُؤتونَ الزَّکاةَ وَ هُم راکِعون؛(سوره مبارکه المائدة آیه ۵۵) و روز نزول سوره‌ی هل‌اَتی( سوره انسان) است. هفته ای که گذشته، ایام عید غدیر و دهه امامت و ولایت را پشت سر گذاشتیم.

الحمدلله امسال در ایام غدیر شاهد شور و نشاط همراه با حماسه و شجاعت بودیم.

امسال برای اولین بار طی چندسال اخیر توانستیم با اتحاد و برنامه ریزی خیلی خوب، بتوانیم رشد کمی و کیفی قابل توجهی به برنامه های عید غدیر بدهیم به طوری که قریب به 10 هزار پرس غذا در ایام غدیر پُخت شد.

برگزاری 14 ایستگاه صلواتی به مدت سه شب، برگزاری جشن های خیابانی با حضور چند هزار نفر از مردم منطقه، برگزاری جشن در همه مساجد و بسیاری از حسینیه ها بخشی از فعالیت ها و برنامه ریزی 2 ماهه برای دهه امامت و ولایت بود که جا دارد از همه مومنین و مومنات و هر شخصی که به این مراسم ها کمک کرده است، تقدیر و تشکر کنم.

تقدیر و تشکر ویژه را باید از اعضای ستاد غدیر، خاصه برادر گرامی صادق جریدی داشته باشم که حقیقتا عالی فعالیت کردند.

همچنین تشکر می کنم از امام جمعه بندرماهشهر، فرمانداری، سازمان تبلیغات بندر ماهشهر،  شهرداری و شورای اسلامی شهر چمران، شرکت عملیات غیرصنعتی، شرکت پتروشیمی اروند، آموزش و پرورش، ادارات خدمات رسان، کلانتری 15، پایگاه های بسیج، پزشکان، پرستاران، گروه درمانی شهدای بندر ماهشهر، اصناف مختلف نظیر آرایشگران، نانوایی ها، بازاریان، روحانیت و خطبای معزز و مکرم، مداحان و شعرای اهل بیت (ع)، بانوان شهر چمران و شهرک بعثت.

شهید چمران، یک مکتب انسان ساز است

31 خرداد، سالروز شهادت شهيد چمران را گرامی می داریم.

امام راحل عظیم الشأن(ره) در پیام شهادت شهید چمران به دو تعبیر عمیق از شخصیت آن شهید بزرگوار اشاره کردند، یکی «جنگجویی پرهیزکار» و دیگر «معلم متعهد»(نک: صحیفه امام، ج14، ص478)؛ و به همین جهت شهادت ایشان را «شهادت انسان‌ساز»(همان) دانستند.

در فرهنگ متعالی اسلام، جهاد از ارزش بسیار والایی برخوردار است و این ارزشمندی بدان سبب است که در کنار جهاد، ارزش‌های الهی و انسانی، تجلی پیدا می‌کند که شهید چمران از مصادیق شاخص این حقیقت است. شهید چمران، مجاهدی است که در متن حماسه‌آفرینی‌هایش، تعلیم و آموزش و تدریس نهفته است که سخنان زیبا و جان‌بخش او، خود بهترین گواه است.

خطای بزرگ بیچاره‌کننده

«رژیم صهیونیستی اشتباه بزرگی کرد، خطای بزرگی کرد، غلطی کرد و عواقب آن، او را بیچاره خواهد کرد، به توفیق الهی» (23/03/1404). این جمله قاطع و امیدآفرین و دشمن‌شکن رهبر معظم انقلاب، و تأکید بر بیچاره‌شدن رژیم صهیونی، نه تنها روح امنیت و انسجام و شجاعت ملی ملت ایران را تقویت کرد، وعده‌ای صادق بود بر اضمحلال تدریجی رژیم خبیث صهیونی که در سال‌های اخیر شدت یافته است.

رژیم صهیونی باید از صفحه روزگار محو شود و می‌شود!

جنگ برای رژیم صهیونیستی از هفتم اکتبر با شروع عملیات طوفان‌الاقصی تاکنون، هزینه‌ها و خسارت‌های بسیار سنگین به همراه شکست‌های راهبردی جبران‌ناپذیر داشته است. با این حال سران رژیم صهیونی، اصرار بر ادامه جنگ دارند؛ چرا؟ سردمداران رژیم صهیونی دلیل اصرار بر جنگ با فلسطینی‌ها و از جمله حماس در غزه، حزب‌الله در لبنان، انصارالله در یمن و اینک با جمهوری اسلامی را، در یک عبارت کوتاه خلاصه می‌کنند و می‌گویند: «برای بقاء و حفظ موجودیت می‌جنگیم!»

معنای سخنان طرفداران جنگ با محوریت نتانیاهو و حامیان خارجی‌اش، این است که آنان به این جمع‌بندی رسیده‌اند که، رژیم صهیونی غاصب در مسیر نابودی قرار دارد و تهدیدهای پدیدآمده علیه این رژیم جعلی، در واقع تهدیدهای موجودیتی بوده و این تهدیدها هستی این موجود را نشانه رفته است.

این یک واقعیت است که رژیم کودک‌کش صهیونی در مسیر اضمحلال و نابودی قرار دارد. در واقع مسیری که این رژیم در حال طی کردن آن است، همان مسیری می‌باشد که رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی «ره»، بر مبنای نگاه توحیدی و براساس آموزه‌های دینی و قرآنی و حسب تکلیف و وظیفه شرعی و انسانی ترسیم نموده و فرمودند: «رژیم صهیونی باید از صفحه روزگار محو شود.»

تقلای باتلاقی برای موجودیت

کسی که در باتلاق گیر افتاده باشد، هر چه تقلا کند و بیشتر دست و پا بزند، بیشتر فرو می‌رود. قصه نتانیاهوی مفلوک هم همین است. وی در روز جمعه 23 خرداد ماه که رژیم صهیونی علیه ملت ایران و جمهوری اسلامی دست به جنایت و خباثت زد و مجموعه‌ای از اقدامات را انجام داد، با تصور تمام کردن کار ایران و از بین بردن توان دفاعی و آفندی جمهوری اسلامی، با یک حس غرور اعلام کرد که ما نمی‌توانستیم این ماموریت را بر عهده نسل بعدی بگذاریم؛ چراکه اساسا در این‌صورت نسل بعدی دیگر وجود نمی‌داشت!

اسناد و مدارک مشابه، بسیار فراوان است که نشان می‌دهد عمده سران رژیم صهیونی و حامیان اصلی این رژیم، تهدیدهای موجودیتی را بسیار نزدیک ارزیابی می‌کنند و البته این ارزیابی درستی است. این ارزیابی معنایش صحه‌گذاری بر کلام رهبر حکیم انقلاب اسلامی می‌باشد که فرمودند: «رژیم صهیونیستی 25 سال آینده را نمی‌بیند!»

تمامی شواهد و قرائن نشان می‌دهد که صهیونیست‌های رذل آدم‌کش و اشغالگر، هرگز قادر به خنثی‌سازی، رفع و دفع تهدیدهای علیه موجودیت نامشروع خود نیستند. دلیل اصلی که این پاسخ را پشتیبانی می‌کند، آن است که فلسفه وجودی این رژیم با چالش‌های اساسی مواجهه شده و در حال از بین رفتن است.

افسانه قدرت رژیم صهیونی

فلسفه وجودی رژیم صهیونیستی، نه هویت ملی و نه هویت تاریخی، بلکه فلسفه وجودی این رژیم، «قدرت» است. «قدرتی» که با کمک کشورهای اروپایی و در ادامه با کمک‌های آمریکا، ایجاد و تقویت شد. این قدرت در یک سرزمین اشغال شده، از سوی اشغالگران و با کمک بیگانگان تولید شد. غرب این قدرت نامشروع را با اهداف راهبردی و بلندمدت در راستای تامین منافع خود و جلوگیری از بازگشت مسلمانان به هویت واقعی خویش و ساخت تمدن نوین اسلامی ایجاد کرد.

موفقیت نسبی غرب و صهیونیست‌ها در این مسیر، براساس همان فلسفه وجودی یعنی قدرت، و به کارگیری این قدرت علیه فلسطینی‌ها و حامیان فلسطینی‌ها به صورت گسترده و بدون اینکه از نظر اخلاقی و حقوقی محدودیتی داشته باشند، بدست آمد. اینک به برکت انقلاب اسلامی و شکل‌گیری محور مقاومت و تغییر بسیاری از متغیرها، فلسفه وجودی این رژیم، یعنی همان «قدرت سرکوب‌گر» کارآمدی‌اش را از دست داده است.

موارد زیر اثبات‌کننده این نظریه است که، سردمداران رژیم صهیونی و حامیان این رژیم، هرگز قادر به احیای آن «قدرت ویرانگر و سرکوب‌گر» و بازگرداندن «مشروعیت» به این رژیم جعلی نیستند:

1- ناتوانی رژیم صهیونی از نظر نظامی در غزه و به تسلیم کشاندن حماس و آزادی اسرای صهیونی طی حدود 20 ماه گذشته به‌رغم همه جنایت‌هایی که در غزه انجام داد.

2- ناتوانی رژیم صهیونی در نابودی و خلع سلاح حزب الله قدرتمند در لبنان.

3- ناتوانی رژیم صهیونی و حامی اصلی‌اش آمریکا در متوقف کردن یمن و اقدامات معجزه‌آسای انصارالله از نظر نظامی.

4- عملیات‌های وعده صادق 1، 2 و خصوصا 3 و شرایطی که اینک در شهرهای مهم سرزمین اشغالی در حال رغم خوردن است. ناتوانی تمامی سیستم‌های پدافندی این رژیم که در واقع، سیستم‌های مدرن و پیشرفته ناتو می‌باشد، در مقابله با موشک‌های بالستیک و پهپادهای ایرانی و یمنی، نشان می‌دهد که رژیم صهیونی، دیگر قادر به دفاع از محیط امنیت داخلی‌اش هم نمی‌باشد.

5- مردم جهان مثل گذشته، نه تنها دیگر رژیم صهیونیستی را یک رژیم دمکراتیک و اخلاقی نمی‌دانند، بلکه به برکت بیداری و آگاهی حاصل آمده از عملیات طوفان الاقصی و حوادث بعدی، این رژیم در افکار عمومی دنیا، رژیمی اشغالگر و جنایتکار نسل‌کش شناخته می‌شود. رژیمی که باید به اشغالگری‌اش‌ پایان داده شود.

6- امروز در دنیا، مردم با هر مرام و مسلکی، دیگر نه تنها فلسطینی‌ها را تروریست نمی‌دانند، بلکه آگاه شده‌اند که اینان مظلومان روزگار هستند و هر انسان با وجدان با هر ملیتی، باید به این مظلومان برای آزادی سرزمین‌شان کمک کند. شعارهای «فلسطین باید آزاد گردد» که در راهپیمایی‌ها میلیونی در شهرهای مختلف دنیا به‌صورت مستمر برگزار می‌گردد و جنبش‌های دانشجویی که با همین رویکرد و هدف، خصوصا در دانشگاه‌های بزرگ و معتبر خود آمریکا پدید آمده، حکایت از آن دارد که همه چیز در حال تغییر است.

بنابراین روند، روند نابودی رژیم صهیونی غاصب است. فلسفه وجودی این رژیم یعنی آن «قدرت سرکوب‌گر» از بین رفته و دیگر کارآیی گذشته را ندارد و قابل احیا هم نمی‌باشد. قدرت‌های معارض و مشروع که در مقابل این قدرت نامشروع پدید آمده‌اند، قدرت‌شان رو به فزونی و توسعه است.

اما مهم‌تر از همه اینها، این است که این قدرتهای معارض و مشروع ایستاده در مقابل رژیم صهیونی (ایران، انصارالله، حزب‌الله و خود فلسطینی‌های ایستاده در میدان همانند حماس و مردم غزه)، قدرت‌شان متصل به قدرت الهی است. قدرتی که شکست ناپذیر است و پیروزی از سوی اوست: «وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزیزِ الْحَکیم‌» (آل‌عمران: 126).

 

لینک خبر در سایر پایگاه ها:
خبرگزاری فارس

شورای سیاستگذاری ائمه جمعه